استنلی را بهخاطر گناهی که مرتکب نشده است به اردوگاه گرین لیک میفرستند. او مانند بقیهی نوجوانان ساکن اردوگاه مجبور است که هر روز زیر آفتاب داغ، گودالی به عمق و پهنای یک متر و نیم حفر کند. سرپرست اردوگاه معتقد است که حفر گودال باعث شکلگرفتن شخصیت نوجوان بزهکار میشود. اما استنلی بهزودی میفهمد که موضوع فراتر از شکلگرفتن شخصیت نوجوانان بزهکار است... کتاب حاضر به روایت زندگی خانوادهای میپردازد که تصور میکنند نفرین شدهاند. بداقبالی بخش ثابتی از زندگی پر از مشکل آنان است تا آنجا که وقایع بعدی، باور آنان بر بداقبالیشان را به چالش میکشد.
امتیاز 0 نفر
برای ثبت نظر، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.