ولنسی دختری است که در اوایل دههٔ ۱۹۲۰ در شهری واقع در اونتاریوی کانادا زندگی میکند. شهر دیروود خیالی و ساختهٔ نویسنده است.
ولنسی ۲۹ساله است. او با مادر و دختر عمهاش زندگی میکند و هرگز پا فراتر از دستورات آنها نگذاشته و هرگز پاسخی به بیاحترامیها نداده است. اقوام او همیشه در حال عیبجویی و خردهگیری از دیگران هستند و خود را پرهیزگار و باتقوا میدانند.
ولنسی در پی دردهای قلبی به پزشک مراجعه میکند و متوجه میشود که بیماری قلبی دارد و حداکثر تا یک سال دیگر زنده میماند. اینجا است که مونتگومری در قصر آبی مهارت خود در غافلگیر کردن شما را به تصویر میکشد.
بخشی از کتاب:
«وقتی دخترعمه استیکلز در اتاقش را زد، ولنسی میدانست که ساعت هفت و نیم است و باید از تختش بیرون بیاید. از وقتیکه به یاد داشت، دخترعمه استیکلز ساعت هفت و نیم در اتاقش را میزد. دخترعمه استیکلز و خانم فردریک استیرلینگ از ساعت هفت بیدار میشدند، اما ولنسی به لطف سنتی خانوادگی که باور داشت او ظریف و حساس است، اجازه پیدا کرده بود نیم ساعت بیشتر در تختش بماند. اگرچه ولنسی از بلندشدن در آن روز بیش از هر وقت دیگری نفرت داشت، از جایش بیرون آمد. چه دلیلی برای بلندشدن وجود داشت؟
امتیاز 0 نفر
برای ثبت نظر، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.