این کتاب، روایتی از سفری ۱۰ روزه به سیستان و بلوچستان است؛ سفری که در ظاهر با یک برنامهی رسمی سیاسی گره خورده، اما در متنِ روایت به مجموعهای از مشاهدهها، گفتوگوها، سوءتفاهمها، جزئیات روزمره و تأملهای شخصی تبدیل میشود. آنچه در متن برجسته شده، فاصلهی میان برنامهریزی رسمی و واقعیتِ جاری در میدان است؛ از فرودگاه و محل اسکان گرفته تا مسیر استقبال، جمعیت، نیروهای اجرایی و واکنشهای پیشبینیناپذیر آدمها. این سفرنامه بیش از هر چیز بر نگاهِ ناظرِ درگیر تکیه دارد.
کتاب داستان سیستان از نظر لحن نیز ویژگی مشخصی دارد. متن با شوخی، کنایه، خودانتقادی و جملههای تند و کوتاه پیش میرود و همین باعث میشود روایت خشک و گزارشی نشود. در کنار این لحن، توجه رضا امیرخانی به جزئیات بسیار پررنگ است؛ از شکلِ هواپیما و مهمانسرا تا رفتار آدمهای گمنام در مسیر استقبال. نتیجه، تصویری است از یک سفر که در آن حاشیهها گاهی از متن مهمتر میشوند و فهمِ یک فضا، بیش از آنکه از مسیر شعارها به دست بیاید، از دلِ برخوردهای کوچک و صحنههای بهظاهر فرعی شکل میگیرد.
امتیاز 0 نفر
برای ثبت نظر، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.