سفرنامهای است که از دلِ همراهی ۱۰ روزه با رهبر جمهوری اسلامی ایران، آیتالله خامنهای در سیستان و بلوچستان شکل میگیرد، اما فقط گزارش یک سفر رسمی نیست. متن، همزمان به حاشیههای سفر، برخوردهای انسانی، فضای شهرها، نگاه مردم و تردیدها و واکنشهای راوی نزدیک میشود و از همین مسیر تصویری زنده از یک مقطع حساس میسازد.
روایتی از سفری ۱۰ روزه به سیستان و بلوچستان است؛ سفری که در ظاهر با یک برنامهی رسمی سیاسی گره خورده، اما در متنِ روایت به مجموعهای از مشاهدهها، گفتوگوها، سوءتفاهمها، جزئیات روزمره و تأملهای شخصی تبدیل میشود. آنچه در متن برجسته شده، فاصلهی میان برنامهریزی رسمی و واقعیتِ جاری در میدان است؛ از فرودگاه و محل اسکان گرفته تا مسیر استقبال، جمعیت، نیروهای اجرایی و واکنشهای پیشبینیناپذیر آدمها.
این سفرنامه بیش از هر چیز بر نگاهِ ناظرِ درگیر تکیه دارد. امیرخانی فقط صحنهها را ثبت نمیکند، بلکه مدام آنها را میسنجد، از خود سؤال میپرسد، قضاوتهای اولیهاش را پس میگیرد و دوباره به آنچه دیده برمیگردد. به همین دلیل، متن فقط شرحِ دیدارها و سخنرانیها نیست؛ بلکه پر از لحظههایی است که در آنها ذهنِ راوی با واقعیتِ بیرونی دستوپنجه نرم میکند. حضور نیروهای حفاظتی، استقبال مردمی، تفاوت تبلیغات رسمی و مردمی، وضعیت شهر، خاطرهی تبعید آیتالله خامنهای به آن منطقه و نسبتِ مردم با این سفر، همگی در کنار هم فضایی میسازند که هم سیاسی است و هم اجتماعی.
امتیاز 0 نفر
برای ثبت نظر، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.